خدا

میگن روز قیامت خدا از تک تک کارای ادم سوال میکنه 

                  آخ ....  

دوست دارم روز قیامت خدا ازم بپرسه 

       کیا دلتو شکستن؟ 

قیااااااامتـــــــــــ میکنمــــــــــ . . .  

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 2:17 توسط یاشکین|

بغض کرده ام ... !

این بغض لعنتی ... 

با هیچ چیز نمی شکند ... ! 

جز با صدای تو ... 

خدایا صدایت را میخواهم ... ! 

هستی !؟ 

93/9/27 

خدایا بابت همه چیز ممنونم...  

 

نوشته شده در شنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۳ساعت 12:58 توسط یاشکین|

به قیمت سفید شدن موهایم تمام شد...

اما فهمیدم

که ناله ام سکوت باشد...

گریه ام لبخند

و تنها همدمم خدا...

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۲ساعت 9:18 توسط یاشکین|

خاص ترین شب زندگیم خیلی قشنگ شروع شد

ولی.... از این سکــــــــــــــــــــوت بابام میترسم

دوستت دارم خدا

  " برام دعا کنید "

نوشته شده در جمعه بیستم دی ۱۳۹۲ساعت 1:33 توسط یاشکین

خدایا...

دستانم را زدم زیر چانه ام...

مات و مبهوت نگاهت میکنم...

طلبکار نیستم...

فقط مشتاقم بدانم ته قصه چه میکنی با من؟؟

 

امشب شبی خاص برام....

"خدایا دوست دارم همین امشب همه چی معلوم بشه  همه چی می سپرم به خودت"

خدا جونم میدونم که میدونی چقدر دوستت دارم.

پرسیدند:خدا را چقدر شناختی؟

گفتم آنقدر که هر چه خواستم نشد ولی هر چه خواست شد....

 

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۲ساعت 20:58 توسط یاشکین|

خداوندا امضا کن…

به یکتایی ات قسم،کم آورده ام…

بازکن نامه را

استعفاى من است از زمینت…


مبارک خودت باشد

اینجا کسی مرا دوست ندارد...

 

"خدا جونم عاشقتم ... بزرگیتو شکر"

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۲ساعت 19:47 توسط یاشکین|

زینبــــــــــ جان

شرمنده ایــــــــــــم که بهای حسینــــــــی شدن ما "بی حسیــــــــــــن" شدن تو بود ...

و شرمنده تر آنکه تو "بی حسیــــــــــن" شدی و ما حسینــــــــی نشدیم ...

"خیلی دلم میخواد برم کربلا"

"حسین جان : من رو سیاه و بطلب"

نوشته شده در شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۲ساعت 11:51 توسط یاشکین|

 حتما قرار شاه و گدا هست یادتان

         آری همان شبی که زدم دل به نامتان

                           مشهد حرم ورودی باب الجوادتان

                                               آقا عجیب دلم گرفته برایتان

   ولادت امام رضا (ع) مبارک

                             ****************************

                                       قضای نماز  یعنی...

                         خدا هنوز....منتظر حرفهایمان نشسته...!

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۲ساعت 23:56 توسط یاشکین|

  • خدایا ....

گفتم دست خالی زشت است دست پر آمده ام

دستی پر از گناه

چشمی پر از امید

بمانم یا برگردم....!؟

 
 
 
 
 
هنوزم وقتي ميخوام پیاده روی کنم اول هندزفري ميذارم گوشم...

هنوز بين لباسام اوني که مشکي ـه رو ميپوشم

هنوز وقتي دلم میگیره ميرم سراغ آهنگاي سیاوش

هنوز وقتي کسي واسم کلاس ميذاره ، سريعا ميزنم توو بُرجکش

هنوز وقتي بي پول ميشم ، ميزنم زير آواز

هنوز نمازام آخر وقت ادا ميشه

هنوز ...
 
بیخیال!
نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 15:15 توسط یاشکین|

روزی فرشته ای سرنوشت ها را میخواند

به سرنوشت من رسید لحظاتی ایستاد!مرا با تعجب نگاه کرد و با خنده گفت:

                                              روزهای خوشت کجاست؟

 

 

 

 

                                     من اگر خدا بودم یه بار دیگه تموم بنده هامو میشمردم

ببینم که یه وقت یکیشون تنها نمونده باشه

وهوای دو نفره هارو انقدر به رخ تک نفره ها نمیکشیدم

 

نوشته شده در یکشنبه نهم تیر ۱۳۹۲ساعت 11:55 توسط یاشکین|


آخرين مطالب
» تولدم مبارکـــــــــ ...
» بغض کرده ام ... !
» همدمم خداست...
» س ک و تـــــــــــ....
» خاص ترین شب زندگیم...
» استعفا...
» شرمنده ام...
» دلم گرفته...
» بمانم یا برگردم...
» سرنوشتم...

Design By : Pichak